مرتضى راوندى
161
تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )
تأمين اجتماعى : « يكى از محصولات و ثمرات دموكراسى ، توجه به حقوق و احوال اقتصادى طبقات زحمتكش است كه از راه اجراى قانون تأمين اجتماعى ، در بسيارى از كشورها به موقع اجرا گذاشته شده است . در پناه اين قانون ، كارگران و حقوقبگيران و عائلهء آنها در مقابل حوادث عمده و بحرانهاى اقتصادى حمايت مىشوند و دولت ، ماهانه ، مبلغى كه مخارج زندگى آنها را تأمين مىكند تا موقع پيدا شدن كار ، به آنها مىپردازد ، اين نوع تأمين اجتماعى بين سالهاى 1880 تا 1890 در آلمان اجرا شد ، تا برنامه سوسياليستها را خنثى كند . در انگلستان نيز موقعى كه قانون بيمهء ملّى ( 1911 ) به تصويب رسيد ، مقرراتى وضع شد كه در قبال ناخوشى ، بيكارى و پيرى ، كارگران بيمه مىشدند . در آمريكاى شمالى در سال 1935 برنامهء تأمين اجتماعى يكى از برنامههاى اصلاحات روزولت قرار گرفت و امروز در آن كشور بيش از 75 ميليون نفر از مزاياى بيمه اجتماعى بهرهمند مىشوند . پس از جنگ جهانى دوم ، در انگلستان قانون جامعى وضع گرديد و به موجب آن عموم مردم انگلستان در موقع بيكارى ، بيمارى و پيرى از آن بهرهمند مىشوند و همه مىتوانند به طور رايگان از پزشك و دارو استفاده كنند و در موقع بيكارى ، حقوقى دريافت دارند و در ايام كهولت حقوق بازنشستگى بگيرند ، - در ايران ، تأمين اجتماعى هنوز براى عموم مردم به موقع اجرا گذارده نشده است و فقط قسمتى از كارگران كشور از بيمههاى اجتماعى كارگران استفاده مىكنند . » « 1 » به نظر ويل دورانت : « براى قوام و دوام دموكراسى بايد كوشيد ، تا فهم و سطح اطلاعات عمومى بالا برود . تنها از اين راه مىتوان از دسايس سياستبازان فرصتطلب جلوگيرى كرد . اكنون دهها سال است كه ما اجازهء نسخهنويسى و تجويز دارو و كشيدن دندان را به كسانى مىدهيم كه يك عمر فداكارى و صرف وقت براى فراگرفتن اين دانشها كردهاند » ولى در عرصه سياست و كشوردارى دقّت و مآلانديشى كافى به خرج نمىدهيم ، يعنى « كسانى كه سر و كارشان با بيماريهاى غير جسمانى است و جان ميليونها مردم را در صلح و جنگ به دست دارند و ثروت و آزادى ما به دست آنها سپرده شده است ، مقدّمات و آمادگى خاصى لازم ندارند . اين گونه اشخاص فقط كافى است كه با رئيس دولت دوست ، و به رژيم و دستگاه حكومت وفادار باشند . خوشقيافه و مطيع و
--> ( 1 ) . دايرة المعارف فارسى ، ص 603 .